محمد تقي جعفري
125
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ترجمهء خطبهء صد و سوم در ترغيب مردم به پارسائى در دنيا اى مردم ، دنيا را از ديد پارسايان در دنيا بنگريدكه از آن اعراض نمودهاند زيرا سوگند به خدا ، اين دنيا پس از اندك زمانى ، ساكن آرام گرفته در آن را ، زائل مىسازدو خود كامهء طغيانگر را كه ايمن از آن است در درد فرو مىبردآنچه كه از اين دنيا رويگردان شده و پشت به انسان نمايد برنمىگرددو دانسته نمىشود آنچه كه خواهد آمد تا مورد انتظار قرار بگيردشادى دنيا با اندوه آميخته و قدرت مردان در آن رو به ناتوانى و سستى استپس فريبتان ندهد فراوانى آنچه كه در اين دنيا براى شما خوشايند استزيرا آنچه كه از آنها همراه شما خواهد بود اندكست . خدا رحمت كند مردى را كه انديشيد و عبرت اندوختو از عبرت اندوخته بينائى يافتگوئى آنچه كه از دنيا وجود دارد ، در اندك زمانى وجود نداشته است و گوئى آنچه كه از آخرت وجود دارد پس از اندك زمانى ( پس از مرگ ) ابدى است هر قابل شمارشى ، پايان پذيرو هر چه مورد انتظار است ، آينده و هر آينده اى ، نزديك و در حال رسيدن است . صفت انسان عالم ( و از جملهء اين خطبه است : ) عالم كسى است كه اندازه و ارزش خود را بشناسد كافى است براى نادانى مرد كه ارزش خود را تشخيص ندهدو قطعا از مبغوضترين مردان در نزد خدا آن بنده ايست كه خدا او را به خود او واگذاشته استاين بندهء